سامی عشق مامان و بابا
تو هوایی که برای یک نفس....خودمو از تو جدا نمیکنم 
قالب وبلاگ

گاهی وقتا شاید انقدر تو روزمرگی هامون غرق میشیم که فراموش میکنیم خدا چه نعمت هایی بهمون داده و یادمون میره باید روزی هزار بار خدا رو شکر کرد....

وقتی شب که میخوام بخوابم یه سقف بالای سر خودم وخانواده امه و واسه اینکه زیر این سقف پر از آرامشه میگم:خدایا شکرت...

وقتی احساس تنهایی میکنم و ناگهان صدای کلید در میاد وهمسرم و وارد خونه میشه واسه اینکه یه همدم مهربون سایه ی سرم شده  میگم:خدایا شکرت...

وقتی شب تا صبح چندین بار بلند میشم تا بچه ام و سیر کنم و بخوابونم ,واسه اینکه بچه ام سالمه و میتونه غذا بخوره میگم:خدایا شکرت....

وقتی از شلوغیای دنیا فرار میکنم و میرسم به شونه های امن همسرم که میتونم بهش تکیه کنم و دلواپسی هام و فراموش کنم واسه اینکه یه تکیه گاه همیشگی دارم میگم:خدایا شکرت...

وقتی تو اوج کارای خونه بچه ام گریه میکنه که باهاش بازی کنم,واسه اینکه میتونم دلش رو شاد کنم میگم:خدایا شکرت...

وقتی دارم از خستگی چرت میزنم و بچه ام میخواد بخوابونمش .واسه اینکه میتونم جگر گوشه ام رو به آرامش برسونم میگم:خدا رو شکر

وقتی دلم واسه خونواده ام که ازم دورن تنگ شده و یهو تلفن زنگ میزنه و صدای مادر و پدرم و میشنوم واسه اینکه هر چند دور ولی بازم بودنشون بهم انرژی میده میگم:خدایا شکرت 

وقتی دلم از دنیا گرفته و یه لبخند نمکین پسرم غم دنیا رو از دلم پاک میکنه ,واسه داشتن این نعمت میگم:خدا رو شکر

پس اگه یه روزی یه جایی حس کردیم خدا دیگه ما رو یادش رفته یه نگاه درست به دور وبرمون بندازیم و نعمت ها شو بشماریم,اونوقته که بی اختیار میگیم:

خدایا شکرت!!فرشته

 

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٧ ] [ ٩:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مامانی و بابایی سام ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من مامانی سام کوچولو, الان چند ماهی میشه دارم با حس لطیف و زیبای مادر بودن زندگی میکنم. من با کمک بابایی سام ,میخوایم خاطرات قشنگترین فرشته خدا رو واستون بنویسیم.به امید روزی که سامی,خودش بقیه خاطراتش و اینجا بنویسه...
امکانات وب