سامی عشق مامان و بابا
تو هوایی که برای یک نفس....خودمو از تو جدا نمیکنم 
قالب وبلاگ

 شاید باورتون نشه ولی با اینکه خونه ی سام کوچولو چند دقیقه ای یشتر با دریا فاصله نداره,آقا سام دیروز واسه اولین بار تنی به آب زد و رسما دل به دریا زد!

خلاصه در راس یک تیم ملی شنااز خود راضی!متشکل از بابابزرگش و باباش و دایی و شوهرخاله و البته عسل خانوم و مامانش...! پری دریایی کوچولوی قشنگم رفت دریا تا خستگی اش از تنش در بره!خمیازه

وقتی اومد بیرون که دیگه داشت خوابش میبرد بعد از تر و تمیز کردنش بود که چند لحظه بیشتر بیدار نموند و....

خر و پف...نیشخند

[ ۱۳٩۱/٥/۱۳ ] [ ٥:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مامانی و بابایی سام ]

همه ی پدر ومادرا با اومدن یه بچه تو زندگیشون احساس میکنن که کلی زندگیشون عوض شده و انگیزه زیادی واسه بهتر شدن زندگی دارن.لبخند

من و بابایی هم از روزی که سام اومد تو دنیای دو نفره مون هر روز بیشتر برای سلامتی و راحتی پسرمون تلاش میکنیم ولی انگار مدتیه که احساس میکنم واقعآ روزای قشنگ سه نفره مون شروع شدهچشمک,آخه اوایل تولد سام بخاطر بی تجربگی و حساسیت زیاد من,خیلی برامون پر استرس بوداسترس ولی دیگه مدتیه که انگار راه افتادم و به بچه داری وارد شدم و دیگه احساس سختی نمیکنم.مژهو خود سام هم خیلی هوای من وبابا رو داره و همه کاراش رو یه برنامه ی روتین انچام میشهاز خود راضی

واسه اینه که میگم روزای قشنگ سه نفره مون شروع شدهماچ.این حس و تو رفتار بابایی سام هم میشه دید موقعی که تو چشای پسرش نیگا میکنه و لذت میبرهقلب

روزای قشنگ سه نفره

[ ۱۳٩۱/٥/٧ ] [ ٤:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مامانی و بابایی سام ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من مامانی سام کوچولو, الان چند ماهی میشه دارم با حس لطیف و زیبای مادر بودن زندگی میکنم. من با کمک بابایی سام ,میخوایم خاطرات قشنگترین فرشته خدا رو واستون بنویسیم.به امید روزی که سامی,خودش بقیه خاطراتش و اینجا بنویسه...
امکانات وب