سامی عشق مامان و بابا
تو هوایی که برای یک نفس....خودمو از تو جدا نمیکنم 
قالب وبلاگ

یه سلام کوچولو و گرم به همه شما که اومدین به خونه ما سر بزنینلبخندآقا سام گل

من سام هستم یا همون عشق مامان و بابام.من تو یه روز نسبتا سرد پاییز تو جنوب متولد شدم.روز 13م آذر ماه بود که خدا منو کادو کرد و داد به مامان و بابای چشم براهم.خیلی کوچولو و ملوس مث یه فرشته فرشته.چشممام و که باز کردم تو بغل مامانیم بودم و واسه اولین بار دنیا رودیدممژه.

بگذریم....واما وبلاگ من که مامان و بابا دارن برام می نویسنش همه خاطرات و روزای شیرین مون و براتون تعریف می کنه.امیدوارم از خوندنشون لذت ببرین و از مطالبش استفاده کنین.

در آخر بازهم...

خوش اومدین به وبلاگ سام کوچولوبغلنیشخند

[ ] [ ] [ مدیر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من مامانی سام کوچولو, الان چند ماهی میشه دارم با حس لطیف و زیبای مادر بودن زندگی میکنم. من با کمک بابایی سام ,میخوایم خاطرات قشنگترین فرشته خدا رو واستون بنویسیم.به امید روزی که سامی,خودش بقیه خاطراتش و اینجا بنویسه...
امکانات وب