سامی عشق مامان و بابا
تو هوایی که برای یک نفس....خودمو از تو جدا نمیکنم 
قالب وبلاگ

امروز 12 تیر آقا سام برای اولین بار خودش تنهایی و بدون کمک ما چند دقیقه ای نشستتشویق.البته خودشم حواسش نبود ولی من و باباییش کلی ذوقش و کردیمنیشخند.سام نخودچی

پسر کوچولومون دیگه هر روز داره بزرگتر میشه و ماشاالله یه گوله نمکه.من و بابا و همه دور و بریاش عاشقشیم.

سام کوچولو میتونه با روروئکش کلی تو خونه بچرخه,میتونه از اینور اتاق بغلته تا اونور اتاق,میتونه بوو و اووف و بابا رو قشنگ بگه و تازه امروز هم دندون سومیش تو فک بالاش جوونه زدهورا.الهی بمیرم بچه ام خیلی اذیت شد و دیروز خیلی بی تابی کرد.اما خدا رو شکر به سلامتی دندون خوشکلش در اومد. 

[ ۱۳٩۱/٤/۱٢ ] [ ٥:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مامانی و بابایی سام ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من مامانی سام کوچولو, الان چند ماهی میشه دارم با حس لطیف و زیبای مادر بودن زندگی میکنم. من با کمک بابایی سام ,میخوایم خاطرات قشنگترین فرشته خدا رو واستون بنویسیم.به امید روزی که سامی,خودش بقیه خاطراتش و اینجا بنویسه...
امکانات وب