خبرای شاد و جالب!

سلام دوستای خوب سام کوچولو

این روزا انقدر درگیر پاره ای از مسایل که البته خیر هستن !شدیم که فراموش کردم سامی هم اصلا وبلاگ دارهخجالت

اما حالا که اومدم دیگه دعوامون نکنین خووووو!

جونم واستون بگه از شیرین زبونیای سام کوچولو.....وااااااااااااای راستی یادم رفت بگم که دوباره سام کوچولو خرمن موهاشو بر باد داد!!!!!

یه روز صبح خودم با همین دستای خودم افتادم به جون موهای قند عسلم و با موزر کله ی خوشگلشو برق انداختمقهقهه

به خدا خیلی خوشگل شد....آخه اینجا هوا گرم شده و بچه ام خیلی گرمش میشد و البته اینجوری حموم کردنش هم واسم راحت تره.

خلاصه این از ماجرای سر تراشون سام!!!!!

اما نمیدونین جدیدا سامی عاشق کدوم وسیله برقی شدهسوال

پنکه!!!!!!

بچه ام تا حالا پنکه سقفی ندیده بود و وقتی خونه پدر بزرگش دید که دارن پنکه رو روشن میکنن دیگه تنها حرفی که میزنه اینه که:مامان کنکه!!!!!!(یعنی پنکه!)

هر جا میریم و خونه غریب و آشنا اول از همه نیگا میکنه اگر پنکه سقفی داشته باشن...میچسبه به من که ببرمش پنکه شونو روشن کنه......حتی تو بله برون عموش!!!!خونه عروس انقدر به پنکه شون گیر داد که واسه همه سوژه شده بود!

سامی دیگه اکثر کلمات رو میتونه با زبون بچه گونه خودش بگه و این به من و باباش کلی لذت میده.

راستی در شب آرزوها واسه همه بچه های دنیا و سام کوچولوی خودم کلی دعا کردم و آرزوی بهترین روزا رو واسه همه بچه ها داشتم...آآآآآآآآآمینفرشته

 

/ 0 نظر / 23 بازدید